تبليغاتX

کوتاه مثل آه

هیچ حرفی برای گفتن ندارم

یاد گرفتم که تمامی ناگفته هایم را در دلم حبس کنم

حتی می ترسم برای دلم هم تکرار کنم

دل ما هم نارفیق شده است

....

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:12 توسط مدادرنگی |

دوباره بازهم تلاش می کنیم

بازهم می توانیم حجم های خالی را نادیده بگیریم

بازهم می توانیم از طعم گس نداشتن ها ناراضی نباشیم

بازهم ...

و من

منی که باید این گونه بمانم

و می مانم

می خواهم هر آنچه که باید داشته باشم را در کنار خود لمس کنم

شاید چشمانی آبی انتظارم را می کشید

و من هیچ وقت اعتنا نکردم

انتظارش را پایان می دهم

می خواهم از هاله ام دور بمانم

دور

دور

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:11 توسط مدادرنگی |

مدادی برداشتم
خندیدم
نمی دانستم خیلی آرام
می توانم
رنگهای زیبایی را به تصویر بکشم
حال می دانم

Home
Email
Night Skin